تبليغاتX
بار هستی

امّا برای روشن شدن رأی علمای اخلاق در خصوص تأثیر توکل در عمل آدمی، نکاتی از کتاب «جامع السعادات» مرحوم ملامهدی نراقی نقل میشود، با این تذکار که ایشان در این زمینه و بسیاری زمینه های دیگر تابع رای غزالی بوده و حتی عین عبارات غزالی را از آثار او بدون ذکر منبع اقتباس کرده است.دانستن این آرا میتواند در روشن شدن مطلب و نتیجه گیری بهتر از این مفهوم (توکل) بسیار کمک حال باشد، اما در اینکه آیا توانسته اند در این کار(تاثیر توکل در عمل شخص) توفیقی یایند یا نه انشاالله درنوبت بعدی صحبت خواهد شد.

نراقی به تبع از غزالی،اسباب و عوامل طبیعی را به سه دسته تقسیم میکند: دسته اول اسبابی که نتیجه بخشی آنها قطعی است، دسته دوم اسبابی که نتیجه بخشی آنها ظنّی است و دسته سوم اسبابی که نتیجه بخشی آنها موهوم است.پس از این تقسیم بندی نراقی مینویسد: رفتن بسوی اسباب قطعی و ظنی منافاتی با توکل ندارد. در اسباب قطعی یا ظنی،ارتباط بین علت و معلول،قطعی یا ظنی است؛خواه نفعی را به ما برساند یا ضرری را از ما دفع کنند.آنچه با توکل منافات دارد،توسل جستن به اسباب وهمی است.

 سپس نراقی مثال میزند (مثال ها نیز از غزالی است): هنگامی که بر سر سفره می نشینیم،دراز کردن دست،برداشتن لقمه و گذاشتن لقمه دردهان از اسباب قطعی هستند. نمیتوان گفت که چون من بر خدا توکل کرده ام، پس برای برداشتن لقمه دست دراز نمیکنم و منتظر میمانم تا لقمه خود به دهان من درآید. استفاده کردن از دست و نهادن لقمه به دهان هیچ منافاتی با توکل ندارد. نمونه های دیگر این اسباب عبارتند از: توشه برداشتن برای سفر، سرمایه گذاری برای تجارت، اسلحه برداشتن برای دفع دشمن، مداوا کردن برای بهبود بیماری، در مسیر سیل نخوابیدن ] این از اسباب ظنّی است زیرا ممکن است فرد در مسیر سیل نخوابد و باز هم سیل بیاید. اما حتی اگر فقط احتمال آمدن سیل وجود داشته باشد و در مسیر آن نخوابد این نخوابیدن خلاف توکل نیست[، در میان درندگان نخوابیدن، و شبها در خانه را از خوف دزد بستن هم ازین نوع است. غزالی مسأله بستن در خانه را به تفصیل مطرح کرده است وبه این سوال پاسخ داده که آیا قفل کردن در خانه به هنگام شب با به هنگام بیرون رفتن از خانه، خلاف توکل است یا نه؟پاسخ او این است که قفل سبک زدن جایز است اما زیاد قفل زدن خلاف توکل است. (سپس غزالی میگوید اگر دزد به خانه آمد بهترین کار این است که آنچه دزدیده بر او حلال کنیم تا معصیتی به پای او نوشته نشود).قفل کردن در خانه از اسباب ظنی است زیرا علی رغم آنکه با قفل کردن در، احتمال دزدی راکاهش میدهیم اما همچنان ممکن است دزد خانه را بزند.در هرحال چون توسل به اسباب ظنی خلاف توکل نیست، قفل کردن در نیز منافاتی با توکل ندارد. همچنین است بستن پای شتر،سفر نکردن در جاده ای که احتمال وجود راهزنان هست و...

اما اسباب موهوم النفع یعنی اسبابی که نتیجه بخشی آنها روشن نیست، حکم دیگری دارند. در این مورد نیز مثال های نراقی همان مثال های غزالی است: دعا گرفتن، فال زدن،سیر خوردن قبل از سفر،داغ کردن زخم و... این امور به عنوان نمونه هایی از اسباب موهوم النفع ذکر شده اند.توسل جستن به این اسباب با توکل منافات دارد. سپس غزالی و به تبع او نراقی، یک تعبیر مهم را بکار می برند، ایشان مینویسند: «دقائق التدبیر و الابداع» با توکل منافات دارد.این سخن بدین معناست که درصدد کشف نیروهای مخفی طبیعت بودن واز تألیف این نیروها به نتایج تازه رسیدن با توکل منافات دارد.پس در واقع دو شیوه است که توکل برانداز است: یکی توسل جستن به اسباب موهوم النفع و دیگری توسل به حیله های ظریف و دقیق. این زیرکی ورزیدن و حیله گری درمواجهه با طبیعت، همان کاری است که تکنولوژی درعصر ما انجام میدهد. بی سبب نبود که گذشتگان ما علم مکانیک را «علم الحیل» می خواندند.ساختن هواپیما و استخدام کردن هوا را میتوان نوعی حیله گری دانست.اگر میتوانستیم از مرحوم نراقی یا فیض کاشانی بپرسیم که «آیا استفاده کردن ازهواپیما با توکل منافات دارد یا نه؟» لاجرم، بنابر مبانی شان پاسخشان این بود که: «بلی منافات دارد». نفوذ در دل سلولها، شکافتن هسته اتم ها و درهم آمیختن اصناف مواد برای پدید آوردن ترکیبی و دارویی تازه از مصادیق «دقائق التعبیر» هستند و مطابق فتوای این بزرگان با توکل منافات دارند.

نوشته شده توسط محمد حسین خانی در ساعت 19:58 | لینک  |